قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

609

تاريخ الفي ( فارسى )

آينه خداى تعالى رسول خود را در اين وقت كه محلّ استجابت دعاست با اهل ملّت ديگر امر مىفرمود كه ايشان را همراه ببرد و چون به اينها مأمور شد بالضرورة افضليت ايشان بر ساير اصحاب بر وجه اكمل و اتّم به صحّت پيوسته . و از جمله احاديثى كه دالّ است بر افضليت امير المؤمنين بر ساير اصحاب رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، آن است كه پيغمبر فرمود : يا على [ لو لا أنّنى أشنق ] ان تقول طائفة من امّتى فيك ما قالت النّصارى فى عيسى بن مريم لاقول فيك قولا لا تمرّ على مجلس إلّا و يأخذون التّراب من تحت قدميك تبرّكا . يعنى : اى على هرآينه اگر نمىترسيدم از آنكه بگويند در حقّ تو طايفه‌اى از امّت من از چيزى كه نصارى در حقّ عيسى بن مريم مىگويند ، هرآينه مىگفتم در حقّ تو امروز سخنى را كه به هيچ مجلسى نمىگذشتى مگر آنكه از روى تبرّك خاك از ته پاى تو مىگرفتند . و سبب ظهور اين عنايت مصطفوى در حقّ جناب مرتضوى آن بود كه بعد از غزوهء تبوك اعرابيى به خدمت حضرت رسالت‌پناه ختمى ، عليه من التّحيّات اكملها و من التسليمات اشملها ، آمده به عرض رسانيدند كه جمعى از اعراب در وادى الرّمله « 1 » مجتمع شده داعيهء آن دارند كه شبيخون « 2 » بر سر اهل بيت يثرب آرند . بنابراين نبىّ آخر الزمان لوائى به ابى بكر صدّيق ، رضىّ اللّه عنه ، عنايت كرده آن‌جناب را سردار جمعى از اصحاب حنفيه و غير ايشان گردانيده به دفع شرّ آن جماعت نامزد فرمود ، و حال آنكه ايشان در واديى كه به بسيارى درخت و سنگ و ريگ مشهور و معروف بود و عبور از آن به عسرت بلكه به استحالت مذكور و موصوف بود منزل داشتند . صدّيق چون بدانجا رسيد به يك بار كفّار از اطراف و جوانب حمله آورده سپاه اسلام را منهزم ساختند . آنگاه حضرت شفيع الامم رايت ديگر بسته به امير المؤمنين عمر بن الخطّاب ، رضىّ اللّه عنه ، ارزانى داشت و آن‌جناب را با طايفه‌اى از مسلمانان جهت تدارك آن مهم ارسال فرمود ، تا آنكه عاقبت كار فاروق اعظم نيز به طريق صدّيق اكبر بازآمد . بعد از آن عمرو عاص متكفّل سرانجانم آن امر گشت . او نيز بىآنكه مهمّى از پيش برد به مدينه بازگرديد . پس بعد از آن ، حضرت مقدّس نبوى جهت جناب مرتضوى لوائى عقد فرموده آن‌جناب را سردار آن طايفه از سپاه ظفرپناه گردانيد و فرمان داد كه شيخين و عمرو عاص نيز با آن لشكر در آن سفر مرافقت نمايند و از استصواب امير المؤمنين حيدر كرّار تجاوز جايز ندارند . و آن حضرت تا مسجد احزاب امير المؤمنين على را مشايعت فرموده و در شأن آن جناب ، بيت دعايى كه بر لب نارسيده * نويد استجبناها شنيده

--> ( 1 ) . م : وادى النمله . ( 2 ) . م : شبيخان .